شهید قائد افضلیشهید قائد افضلی شهید قائد افضلی شهید قائد افضلیشهید قائد افضلی
امروز جمعه، ۲ حوت ۱۳۹۸
اساسنامه بنیاد شهید افضلی
بسم الله الرحمن الرحیم
شرایط نوین در افغانستان وارد دهمین سال آن گردیده و تغییرات گوناگونی در عرصه های مختلف پدیدار گشته است . کشوری پس از سه ده ویرانی و نابسامانی، علایم احیای مجدد را در خود احساس نموده و آهسته ولی با دشواری گامهای رو به جلو نهاده است .
با وجود برپایی اساسات یک نظام در کشور، مشکلات و معاذیر بیرونی و داخلی جدید، یکی پی دیگری رونما گردید تا مردم افغانستان، بویژه آن عده از آسیب دیدگان و مصیبت رسیدگان اصلی سالهای جنگ و آوارگی، نتوانند به صورت درست از مزایای این دستاورد های نوین بهره مند گردند ....
خدایا نفاق و شفاق و کینه و بغض و عداوت را از دل ما پاک بگردان – متن آخرین سخنرانی قائد شهید صفی الله افضلی

متن آخرین سخنرانی قائد شهید صفی لله جان (افضلی) است که در مراسم گرامی داشت شهادت شهید فقیر احمد جان (نبی) قوماندان عمومی عملیاتی جبهات شهید ( افضلی به تاریخ چهارشنبه 13 جوزای 1366 ، در محل مسجد محمدیه تربت جام، ایراد گردیده است ،قائدشهید به بیان مواضع برحق انقلاب اسلامی افغانستان ورد هر گونه حیله های دشمن پرداخته است.

بسم ا لله الرحمن ا لر حیم

الحمدالله رب العا لمین و العا قبه للمتقین و ا لصلوه و السلام علی امام المجا هدین ـــ اما بعد فقال الله تبارک و تعالی فی کتابه الکریم ، «و الشهدا، عندر بهم لهم اجرهم و نورهم».

برادان مجاهد ـــ برادران مهاجر و انصار در شرایطی گردهم جمع شده و فاتحه جوا نمرد با خدا ـــ فقیراحمد جان شهید، را برگزار می­کنیم ، (شهیدی که در ماه مبارک رمضان به لقاء محبوب خودشتافت) که ملت مسلمان مادر وضعیت حساسی به سر می­برد ، از یک طرف روسها را می­بینیم که در داخل افغانستان، با چه وحشت و بر بریتی به کشتار خود ادامه می­دهند ، این همه مین ها وتوپ ها و تا نکها از زمین و آن همه بمباران ها از آسمان همه و همۀ اینها به جان رزمنده های مسلمان افغانستان و به خصوص صفحات غرب می­ریزد. راستی تحمل در چنین شرائطی بسیار مشکل است. شما فکر کنید که در  زیر این سایه و این بادپکه های که از بلند میوزد انسان احساس خستگی می­کند. و آن برادر مجاهدی که در روز 22 ماه مبارک رمضان ، با دهن به روزه در بین دود و غبار و گرد تانک و توپ طیاره و بم و همه و همه اینها در گرمی تابستان ، دربین خیابان می جنگد و راکت می­زند ، و از طرف مقابل هم آتش می­آید و از طرف خودش هم آتش است.  انسانی با این جان نحیف در بین دود و آتش می­رزمد و می­جنگد.

خداوند (ج) چه نعمتی را نصیب کرده ، بالاخره افطار این روزه را ـــ برادرمجاهد ما فقیر احمد جان در ساعت سه بعد از ظهر توسط خونهای دهن خویش، با ز میکند. و مرمی دهشکه دشمن به داخل دهن آن اصابت میکند و از قسمت عقبی سر بیرون میشود. خوش به حال آن جوان آزاده­یی که با خون قلب و دل خویش وضو می­کند ، و با خون دهن خویش افطار می­کند ، و همچنان با خون خویش غسل میکند .

خوش به حال آن جوانانی که در داخل افغانستان عزیز و انقلابی چنین می­رزمند و چنین می­جنگند و چنین یادگاری از خویش به جا می­گذارند.

خوش به حال آن جوان و جوانانی که جوانمردی می­کنند، پا یداری می­کنند،  مقاومت می­کنند ، ایثار می­کنند، توسط خون سرخ خویش بالای سندآتش بس ملی یا آ شتی ملی خط بطلان میکشند ، و ثابت میکنند که این ملت آزاده ، این ملت هوشیار و بیدار همه چیز را فهمیده است .

ای وای حیف بر این وضعیت که کسی نیست تا صدای مظلومیت این ملت آزاده را به صورت درست و صحیح و واقعی آن که از قلب سنگر دارها برمی­خیزد، به گوش جهانیان برساند .

خدایا افسوس که رادیوئی، بلندگوئی، ساعت و دقیقه­یی به دست پرچم داران انقلاب اسلامی نیست که صدای مظلومیت و جوش و خروش و قیام و ایثار این ملت را به جهانیان ثابت کند.

به آمریکای متجاوز ثابت کند که قضیه افغانستان به تو ربطی دارد. و به روسیه متجاوز ثابت کند که اگر تمام ارتش سرخ خود را در داخل افغانستان بیاوری، دیگر تصمیم ر زمنده ها معلوم است، یا زنده آزاد یا شهید جاوید، افسوس افسوس که کسی نیست که این پیام را برساند، برای تمام دنیا برساند ، که یا زنده­گی آبرومند و شرافت مند در قبال اسلام عزیز ، زندگی آبرومند و شرا فتمند در پهلوی اسلام عزیز ، یا شهید پرپر شده و تکه تکه شده در پهلوی شهدای انقلاب اسلامی .

خوب متوجه باشید که این آ رزوی رزمنده های شما است . زمانی که ملت قیام می­کند ، زمانی که خداوند (ج) ملت را به قیام علیه روسهای متجاوز دعوت می­کند ،زمانی که تجارت و معامله بین بنده و خدا صورت می­گیرد، می بینیم که اینها تاجرانی هستند که عادل هستند .

 ملت ! خوب متوجه با شید! تعدادی هستند که در این وعده و عهد و پیمان چنان قهرمان و دلباخته اند که تا سرحدشهادت و با لاخره تا آنجایی که شهادتنامه سرخ را بدست خود می­گیرند،  و برای خدای خویش و برای ملت خویش و برای همسنگران خویش و برای فامیل شهداء و با لاخره خانوادۀ خود، این افتخار را نصیب می شوند ، اما تعدادی هستند که در این تجارت خویش نمی­توانند صادق باشند ، کار شوخی نیست ، کار ساده­یی نیست ، ولی می بینیم که تعدادی در نیمه راه ، این تجارت ، را بهم میزنند و می­گویند که ما تاب و توان این معامله را نداریم .

کنارمیروند ، و یا تعدادی را می بینیم که از دیار هجرت ، هجرتی که خداوند‌ (ج) فرض کرده، از شهرهای کشور همسایه و یا دیگر قسمتهای که مهاجر نشین است، به سمت افغانستان می­روند و هنوز سندکاذب ششماهه دولت را که برای شان داده  می­شود و گفته می­شود که تا به شش ماه برای شما کاری نداریم ، این نامردها ، این ناجوانها زنده­گی ننگین و زنده­گی که انسان به آن شرم می­کند ، آن زنده­گی ششماهه را قبول میکنند؛  با وجودی که به خودشما هم معلوم است که حتی دولت یک لحظه و یک ثانیه هم در هیچ یک از عهد و پیمان های خویش و فا نکرده ، روزی پی روز دیگر خبر می­آید که تعدادی از جلبی ها را باز دولت گرفته است ، ومی بینیم فامیل های که به سمت افغانستان می­روند و از این نعمتی که خداوند (ج) برای شان فرض کرده، از این نعمتی (هجرت) که به گردن هر مسلمان فرض است؛ این هجرتی که رسول خدا آغاز گر این هجرت بوده ، این هجرت را از دست میدهند و برمی­گردند و به صف کفر تسلیم می­شوند وای به حال کسانی که باز هم می­روند و تابع آن شرائط نا گوار و تابع  شرایطی که انسان شرم می­کند که در این مکان مقدس از آن صحبت کند .

مردم کلاته ها در این چند شب پیش می­دانند که بر سر این فامیلهای که می رفتند چه گذشته است. انسان باید متوجه به عفت خویش باشد ، انسان باید متوجه به عصمت خویش باشد . زمانی که انسان، اسلام را از دست بدهد، زمانی که انسان از مهاجرت و جهاد رو بگرداند ، توقع چنین شرایطی را باید داشته باشد. در این شرایطی که دشمن داد از آتش بس و آشتی ملی می­زند؛ بسیار مسئله حسابی است مردم!  در هر جا رادیو ها فریاد می کشد و حتی جرئت نمی­کنم که بعضی چیزها را بگویم ،می شود که مورد انتقاد برادرها قرار گیرد.

حتی می­گویم از ما که مسئله­یی جدا است که باداباد است ، زمانی که ما به شهادت آماده باشیم دیگر چرتی هم نمی زنیم. زمانی که طرح ریخته می­شود. در مورد قضیه افغانستان زمانی صحبت می­شود که دیگر روسها حاضرند از افغانستان بیرون شوند؛ حتی برادرهای بزرگوار ما در پاکستان میز گرد تشکیل می­دهند ، و هزارها هزار بلندگو میکروفون به گرداگرد آنها گذاشته می­شود و حتی آنها هم فکر می­کنند که این قضیه و این مسئله راست است .

آنها قضیه را این گونه مطرح می­کنند که مردم افغانستان  می­گویند که روسها! ما به دنبال شما روان کرده بودیم، شما آمده بودید به افغانستان، حالا بفرمائید بروید، بگذارید ملت مسلمان افغانستان را که برای خود سرنوشت تعیین کند .ولی این خود روسها است که فریاد میکشد  من می روم ، چه گپهایی ، چه گریه های دروغنی ! چه اشکهای تمساحی…

در مسئله افغانستان ما و شما می بینیم ، که روسها اکثر اوقات اشک تمساح می ریزند ـــ و الله می­گویند که ما در مورد افغانستان شکست خوردیم ، تعداد زیادی از نظامی های ماکشته شده ، هواپیماهای ما یکی پی دیگری سقوط می کند ، مردم بیچاره ما هم می­گویند، که والله دیدیم که روسها چه طور اعتراف کردند ، دیگر معلوم است که آنها  اعتراف کرده  و می روند .

دیگر فردای آن روز بر سر هر کوچه و بازار و بساط و اکثرجاها مردم می­گویند که دیدید که مجاهد چکار کرد و روسها هم اعتراف کرد. بابا این روسها قول ندارند ، روسها دیگر اعتراف ندارند ، روسهادیگر تعهد ندارند.

در هیچ زمانی ، در هیچ مکانی ، در هیچ شرایطی و در هیچ عصری عهد و پیمان نداشتند. همین قسم اعترافاتی که فعلاً عنوان می­کنند ، و پیشنهاد می­نمایند، به مردمان پنجده و خیوا و بخارا و تاجیکستان و قزاقستان، در همان زمان هم ، همین قسم اعترافها را می­کردند .

حتی به مردم مسلمان و آزاده آسیای میانه گفتند . شما بیائید با ما در برابر هیتلر بایستید. در این جنگ با ماهمکاری کنید. شما در این جنگ ما را کمک کنید، به مجردی که هیتلر را زدیم ، تمام شما را به رسمیت می شناسیم.

مسلمانها گفتند چه خوب کاری ، این کار که به ما آسان است ، از یک طرف هیتلر به سرزمین ما حمله کرده ، این را می­زنیم به یک طرف ، و از طرف دیگر روسها حاضر شدند که چنین امتیازی را به ما بدهند و این امتیاز بهترین امتیاز است. روسها چکار کرده اند؟! از یک طرف هیتلر برای روسها دشمن بود و از طرف دیگر مسلمانها دشمن بودند .دشمن را به جان دشمن زد هرچه از اینها کشته می شد به نفع کی بود؟ به نفع روسها بود . اگر مسلمانها هم کشته می شدند به نفع روسها بود و اگر از هیتلری ها هم کشته می شدند .

و این وقتی بود که بیشترین مقاومت و فداکاری را مسلمانها کردند و هیتلر در روسیه شکست خورد و دیگر نامی از هیتلر جز در تاریخ باقی نماند .

در آن وقت بود که به روسها به مسلمانها گفتند که سر قول خود ایستاده اید ؟ گفت بلی چرا ایستاده نیستیم . آن مردم مسلمان در همان وقت هم قیام داشتند ، مثل ما و شما. همین قسم حرکت داشتند، همین قسم قوماندانها داشتند ، مجاهد ها داشتند ، رهبرها داشتند ، گفتند خیلی خوب ! ولی زمانی که اینها را به رسمیت شناخ ، همانجا بود که هنوز رنگهای قلم تعهدنامه خشک نشده بود که  یکدم بر سر مسلمانان حمله کردند و تعدادی از مسلمانان را به دریای آموریختند ، و تعدادی شهید شدند و تعدادی را دولت وقت مثل دولت افغانستان به روسها تسلیم کرد .

تمام مسلمانها را قلع و قمع کرد . هزارها هزار سنگردار مومن و قهرمان مسلمان و با ایمان در آ ن روز جام شهادت نوشیدند . شما حیله و مکر دشمن را نگاه کنید! دشمن را با دشمن زد تعهد بست ، مسلمانها خاموش شدند ، از حرکت و طوفان و قیام ایستادند.  بعدا هم توسط یک تعهد دروغی و توسط یک نامه اینها را خاموش کرد و به یکدم بالای شان حمله کرد . و حالا هم خوب متوجه با شید در داخل افغانستان آتش بس به وجود می آید ، البته خود رادیو کابل هم می­گوید آتش بس یکطرفه ، آن را هم به نام می­گوید ، زمانی که روز آتش بس شروع می شود ، می گویند (25) برج جدی است .

برادرها ! رادیونغمه اتنی و شادی می زند و اعلام می کند ، که در داخل افغانستان آتش بس برقرار شده است

ولی می فهمند او مظلومینی که در داخل افغانستان هستند ، و صدای مظلومیت آنها را کس نیست به دنیا بگوید و به گوش جهانیان برساند .

به سر آنها بمب می اندازد که دو نفر از بهترین فرماندهان ما (  همین جبهه ) ، به نام شیر احمد بافیض و به نام خیر محمد میمنه ای که البته از میمنه بود ، در همان روز به شهادت می رسند . کوهها، سنگها و جوی ها ، برگهای در ختها همه و همه به فریاد می­آیند ، همه وهمه به فغان می­آیند و می­گویند چگونه آتش بس؟

شما قبول کنید که این اولین تعهدی است که می کنند و هزارها بمب را به سمت سنگر های مجاهد مومن شما انداخت می کنند . البته دولت فعلی افغانستان ، روسیه آمریکا و همه می­شناسند که دشمن شما کیست و ما هم می­شناسیم که دشمن ما کیست . عین ترتیب جریان شصت سال که در خاور میانه ، در آسیای میانه می گذرد، همان جریان شصت ساله را روسها می­خواهند که در چنین شرایطی باز دو باره بر سر مسلمانها تکرار کنند. می­بینیم که برادر های بسیار مجاهد و دوست داشتنی ما ، برادرهای که از جهاد آنها هیچ کس نمی توانست انکار کند و حتی ما هم نمی توانیم انکار کنیم ، توسط این حیله و نیرنگ به نام آتش بس ، آنهارا بدولت جذب می کند.

آنها کی بودند ؟ آنها تا پارسال ، تا دوماه پیش تا سه ماه پیش ، دشمن همین دولت بودند، در جنگهای نزدیک از خود فداکاری نشان می دادند . پس همان فلسفه و نیرنگی که توسط مسلمانها هیتلری ها را زد ، پس توسط همین برادرهای مجاهد ما به نام اینکه آتش بس است و دیگر خونریزی نمی شود و حتی گفتاری که به این برادرها یاد داده بودند ، سر به سر شاید شما از رادیوها شنیدید ، که گفتند ما برای جلوگیری از خونریزی ، برای جلوگیری از تباهی ، برای جلوگیری از کشت و کشتار به دولت رفتیم .

پس توسط دشمن پارسال ، دشمن های امسال را می زنند و خواستند که با این نقشه و با این پلان  خود مردم افغانستان را در گیر کنند .

و زمانی که از یک طرف از آتش بس و آشتی ملی است و روسهای در مسکو این طرح را به میان می آورند و از طرف دیگر می بینیم که بین مجاهدین و مهاجرین  کار می­کنند . حتی ما می­بینیم که پیرمردهای ریش سفیدی می­آیند به داخل ایران ، ما خیلی خوب به چشم سر می بینیم که تبلیغ می­کنند که مسئله­ی نیست ، برادرها خیر و خیریت است .

اصلادر این روزها خبری از مجاهد ها به شهر نمی­باشد و آرام مکاتب به صورت درست و صحیح جریان دارد ، بیائید بروید. اما این مردم بد بخت ما نمی فهمند که این پیام دولت، کمو نیزم را که به میلیون ها دلار نمی تواند این پیام را به گوش مهاجرین برساند ، این پیرمرد بدبخت محض به کرایه راه خود ، خدا شاهد است که می آورد و می گوید . همان طور مزدور  بی مزد و بدبختی که شاید اتفاقا بعضی اوقات کرایه را ه خود را هم نگیرد ، حتی برادرهای مجاهد ما نا آگاهانه هیچ تصمیمی برای چنین مسئله­ی ندارند. چنان برادرهای خود را مورد طعن و لعن و کو بیدن قرار می­دهند که اگر دولت خواسته باشد در همان محفل یک میلیون دلار هم مصرف کند نمی­تواند ، چنین سخنهای در همان جا بیاورد.

ولی دوستان ما مفت می­آیند ، همان طور گپهای می زنند ، خلاصه ما طرح و پلان دشمن را باید بفهمیم. برادرهای ما در هر کجاکه هستند، همان قسم که برادر مجاهد ما توسط تیر خود دشمن را هدف قرار میدهد، طرح و پلان دشمن را مورد هدف قرار می دهد ، باید به همین ترتیب برادران مهاجر ما در دیار هجرت از طرحها و پلانها و عقاید شوم دشمن جلو گیری کنند و این کار را هدف خود قرار بدهند .

افراد را شناسائی کنند ، دستگیر کنند ، به شوراها ، به مساجد ، به قوماندانها ، به مهاجرها آنها را معرفی کنند ، و از این نقشه های شوم دشمن جلوگیری کنند. و می رسیم به اصل قضیه البته ، در مورد مسئله افغانستان از هر کجا که ما و شما صحبت نمائیم گویا جام آبی از یک بحری برداشتیم. چون قضیۀ افغانستان قضیه ساده نمی باشد. افغانستانی که اضافه تر از یک میلیون و دو صد هزار شهید بدهد ، مانند ما انسان های بی سواد و ناآگاهی ، نمی تواند به مدت یک ساعت و یا دو ساعت قضیه افغانستان را آن قدر جمع بندی کنند که برای برادرهای خود بگویند.

مشکل است ، ولی درد دل کرده می­تواند ولی آن چیزهای که از انقلاب ما نتیجه گرفتیم ، آن چیزهای که انقلاب شما را تهدید میکند ، آن چیزها پیش ما وجود دارد . می بینیم که در مورد قضیه افغانستان ، پاکستان و آمریکا و افغانستان و سازمان ملل و همه وهمه اینها جمع میشوند و همین گپهای روسها را قبول میکنند که روسها از افغانستان بیرون می­شوند و دائم میگویند مدت بگذارید ، مو عد بگذارید ، بابا این چند سال است که میگویند موعد بگذاریم .اینهایی که میگذرد چیست؟ از یک طرف کاغذ نوشته می­شود. قضیه افغانستان حل شود برای جهانیان نوشته می­کنند قضیه افغانستان حل شود ، واز کشت و کشتار و  جلوگیری به عمل آید. روسها دیگر حاضر نیستند از این بیشتر کشتار بدهند .

جملهء بسیار فریبنده­ی همه مردم را متوجه می­سازد که روسها دیگر حاضر نیستند در افغانستان کشتار بدهند ، ازطرف دیگر روسها درداخل نوار مرز یا تمام قسمت های افغانستان گاز شیمیائی می اندازند .

توسط گاز شیمیائی فعلا دونفر از مجاهد های ما درداخل پاکستان بستراند. به یک طرف قضیهء افغانستان صلح و وحدت  و اخراج روسها و سرنوشت افغانستان به دست خود مردم افغانستان ، و از یک طرف دیگر روسها تنها به این اکتفا نمی­کند ، توسط بمب و توپ و طیاره و اینها ، باز مواد شیمییائی می­اندازد که جنبنده و هر موجودی که تنفس کند ، چه نبات ، چه آهو ، چه مرغ ، چه کبوتر و چه انسان هرکس تنفس کند آن را بکشد .

در یک طرف قضه چه چیز را پیشکش می­کند در طرف دیگر قضیه چه چیزرا استعمال میکند . وحتی می­خواهد که قضیه افغانستان را تا زمانی به همین ترتیب پیش ببرد که دولت فعلی افغانستان ، حکومت فعلی افغانستان و ارتش فعلی افغانستان به سر پا ایستاده شود . خوب که به سر پا ایستاده شد و فهمید که پس فرقه 17 هرات به شانزده هزار نفررسیده و دیگر امنیه مکمل شده و قوای ملیشی در هر کجا بسیج شده و تعداد کمی از مجاهدین مانده است آن وقت میگوید که ما رفتیم ، قضیه افغانستان مر بوط به خود مردم افغانستان است. با این نیرنگ وضعیت را همین طور به پیش می­برند، می­برند، و می­برند تا زمانی که دولت را بتوانند به سر پا های آن ایستادکنند .

و خوب بتوانند ارتش و قوای مسلح و قوای ملیشی را ترتیب بدهند ، آن وقت میروند؛ اما بیایند روسها همین قول راهم بدهند ، ماهم برای آنها همین تعهد را میکنیم که فرقه 17 هرات و دیگر فرقه ها را به همان آمار اصلی آن برسانیم ، به یاری خدا این را برای شما ملت افغانستان ، فرزندهای مومن و سلحشور شما قول میدهند که روسها هنوز به تورغندی نرسند لااقل نوکرهای آنها را به دنبال شان روان کنیم .

چون این ملت ثابت کرده ، ملتی که در حضور مستقیم روسها یک و نیم ملیون شهید، و پنج یا شش ملیون آواره داشته باشد، آن ملت در غیاب روسها که روس وجود ندا شته با شد چکار خواهد کرد؟  ما این را برای روسها اعلام می­کنیم که اگر هر مکروحیله و هر نیرنگی که در قضیه افغانستان بکار ببرید، ملت ما اسلام و حاکمیت قرآن را در افغانستان میخواهد، دیگر به هیچ چیز جز این تسلیم نمی­شود .

خود شما می بینید که مردم افغانستان را  نتوانست تسلیم کند ، مردم افغانستان را هیچ مسئله مادی نتوانست باهم بنشاند ، ولی مردم افغانستان را عقیده و ایمان و خدا و اسلام با هم جمع میکند و می نشینند و با هم سر نوشت تعیین میکنند، هر چند که روسها برای شان معلوم هم هست، هرچند که تجارب تلخی که در افغانستان برای شان روزی پی روزدیگر به وجود می آید ، برای شان ثابت کرده و ثابت میکند ، که این ملت روزی که قیام کرده چه داشته ، از قیام گران روز اول شکر الحمدالله هنوز وجود دارند در این جا این برادران چه داشتند ، قبول کنید که ما  ته و بالا کردن تفنگ را حتی یاد نداشتیم.

دشمن با همه سازو برگ نظامی و با همه تبلیغات فرهنگی و اجتماعات بشری که به نفع قضیه افغانستان برای خود ترتیب می­دهد ، بازهم همان قسم که خداوند (ج) گفته(ان کیدا لشیطان کان ضعیفا ) . مکر وحیله دشمن هر آئینه ضعیف است باز هم می بینیم که کار دشمن به جائی نمی رسد ، اگر ما و شما در این مدت یکی یا دو تا سه تا از فرماندهان یا تعدادی از مجاهدین خود راشهید داده ایم بدبختانه که کسی نیست که تبلیغ کند ، که مجاهد ها چه کردند .

هیچ کسی نیست ، و اگر باشد هم تبلیغ ها چون به یک بلند گو گفته نمی­شود ، آنقدر موثر نیست. چون ملت تشنه وحدت است ، ملت تشنه این است که در مورد یک مسئله، یک اعلامیه پخش شود. از زبان همه مجاهدین، می­بینیم که برادران مجاهد ما در زنده جان ، کریم معلم را با تمام خویشاوندان و افراد آن سی و شش نفر را در ظرف کمتر از نیم ساعت می­کشند ، کریم معلم کسی که توسط مخابره آر 104، که حدوداً سیصد الی چهارصد کیلومتر میتواند مخابره کند در خدمت روسها است ، کریم کسی که قومانده طیارات هوائی روسها را در هرات به عهده دارد .

قومانده آنها را درسمت غرب برای بمبار انها ازبین خانه خود قومانده میدهد که کجا را بزن ، خوب زدی ، هدف زدی صد متر جلو ، صدمتر دنبال ، اما توسط یک نقشه بسیار خوب و درست و حسابی که برادران مجاهد ما طرح ریزی می­کنند ، تعدادی از برادران از مجاهد در عقب دیوار های باغ ها ایستاده میشوند، و مجردی که چند روشنائی انداز با نور چراغ مشتی به طرف مجاهدین علامت داده میشود، مجاهدین می­شتابند و می­آیند و می­بینند که برادر مجاهد غلام سخی همه کار را یکسره کرده و بیاری خدا بزرگترین غده سرطانی منطقه را از میان برداشته است ، و می بینیم که ازهمان روز تا فعلا حتی طیاره از آن فضا حرکت نکرده است ، چون دیگر معلم و رهنمای طیاره ها ازبین رفت .

به همین ترتیب می­بینیم که برادران مجاهد شما در قسمت قریه خواجه کله در قسمت دو کیلومتری و یا سه کیلومتری پروژه سمنت قرار دارد ، پنج پسته از پسته های ارباب سیدو ، به فرمادهی بها الدین به برادران مجاهد شما در داخل هرات تسلیم میشوند که با خود بیست و دومیل کلاشنکوف بیست و دو تفنگ تک تیر و شش میل ماشیندار و مقدار زیادی هم مهمات می آورند .

واین هم فعالیتی است که در همین روزها شده است. جنگهای بسیار حساس و مهم و حیاتی و افتخارا نه در قسمت ها ی کروخ می­شود ، جنگهای نیروهای که در حسب ظاهر یکجا شدن اینها بسیار محال معلوم میشد که احمد با محمود هیچ و قت پهلوی هم شاید جنگ نکند و هر چه که دوست های نادان انقلاب تبلیغ کرده بودند و برادرها را از هم دور کرده بودند ، روزی می بینیم که در حساس ترین شرائط انقلاب ، چهار پنج جبهه بسیار نیرومند ، برادر ما جمعه گل پهلوان ، برادر کریم زینل و برادر صوفی جبار و برادر حاجی علاالدین خان و یکی دیگر از برادران که نام آنها از یادم رفته باهم یکجا می­شوند و در یک منطقه که آن جای منطقه حاد است ، و منطقه دیگر تعدادی ملیشه ها هستند و  قسم قسم و رقم رقم نیروهای که در آنجا و جود دارد، حمله میکنند و می­بینیم که ظرف یک شبانه روز همه منطقه را میگیرند و گرفتن این سلاحها و مهمات و تجهیزات ارزشی ندارد ، که فلان برادر پنجاه یا صد یا صد و پنجاه میل تفنگ گرفته ، تفنگ ارزشی ندارد. چه وحدتی ! چه برادریی چه خوب و زیبا که این برادران پهلوان هم جنگ میکنند و پهلوان هم یا زخمی میدهند و یا شهید میدهند .

دشمن که احساس می کرد توسط تبلیغات زهرا آگین خویش، توسط تبلیغات دروغین خویش حد فاصلی بین برادران مجاهد به وجود آورده ، ولی می بینیم که به قدرت خداوند (ج) تمام این پلانهای دشمن برهم می­خورد و یکی پهلوی دیگری جهاد میکنند و این بسیار جای افتخار است و حتی جلساتی مجاهدین در قسمت های کشک می­کنند ، اکثریت قومندانها باهم یکجا می­شوند. حتی به آن ملیشه های که در منطقه و جود دارند برای آنها و صیت میکنند که اگر شما از دولت بر گردید خوب، و الا بالای شما حمله میکنیم .

این خیلی خوب است که مجاهدین از قلعه نو و مجاهدی از کشک و مجاهدی از هرات و مجاهدی از کروخ و مجاهدی از پشتون زرغون و دیگر جاها با هم جمع میشوند و در یک جلسه با هم اشتراک میکنند و بر روی یک منطقه و یا یک نقطه که از دست مسلمانها رفته تصمیم میگیرند که آنرا خلاص کنند. این خیلی با ارزش است و به همین ترتیب حتی جنگهای خورد و ریزی که می­بینیم در نوار مرز ، جنگهای بسیار خوب زیر زمین و جود دارد، می بینیم که توسط انفجار یک مین تعدادی از خود فروخته های دولت کشته میشوند ولی دولت متجاوز و دولت خونریز در عوض آن ، می­آید از مردمی که جوی کار میکنند ، تعدادی مردم بی دفاع را می­برد و آنها را سر می­برند .

شما باز هم می­بینید که توان و مقاومت جنگهای رویاروئی با فرزندان شما را ندارند اگرداشته باشند چرا مرد جوی کار را بکشد ، چرا که بیچاره بی دفاعی که در غژدی سیاه خود نشسته است چرا آن را بیرون کند و  بکشد.

چرا دو برادررا از غژدی بیرون کند و هر دوراسر ببرد. شماقبول کنید! افتخار کنید ! بخود ببالید ! که دشمن نمی­تواند  با شما جنگ رویاروئی نماید. یازمانیکه برادران مجاهد شما به تاریخ هفتم همین برج توسط موشک از قسمت های دو آب و چاه پده و آب خلیفه انداخت میکنند، بالای تهنه و کمانه دوازده نفر از عسکرها و از افسرهای دشمن کشته میشوند .

آتش سوزی می­شود ، به قول مردم ، گریز و فرار صورت می­گیرد. یکی از ملیشی ها صحبت میکند که شب عید بود ، و دستور دادند که شما شادیانه بزنید، سهوا یک عسکر تفنگ آن صدا کرد و دوازده تا کشته و زخمی شد. دیگر شما دروغ را به بینید همۀ شما اکثریت مجاهدید ، تفنگ دیدید ، آیا زمانی شده که یک تفنگ سهوا فیر کند دوازده نفر را کشته و زخمی کند.

اما واقعیت امر اینست که برادران مجاهد شما موشک انداخت می­کنند ، و البته انداخت موشک و ترتیب آن به دست برادرهای  مجاهد است ، همان قسمی که خدا (ج) میگوید . بردن و انداختن و هدف زدن آن به دست خدا است ، بدست فرشته ها و ملائکه است که به جنگ بدر وحنین پیا مبر را یاری میکنند .

عصر همان عصر است ، زمان همان است. و امت همان امت است ، خدا هم همان خدا است و پیامبر هم همان پیامبر . همان قسم که در جنگ بدر فرشتگان خدا مسلمانان را کمک کردند ، می بینیم به همین وقت هم این موشکهای که یکی یکی انداخت می­شود ، موشک اولی در قلب دشمنی می­خورد این پیروزی ها و ابسته به چه است ؟ وابسته به عاجز آمدن ما ، وابسته به این است چه اندازه در راه خدا حرکت میکنیم و به چه اندازه به خدا و کلام خدا رجوع میکنیم .

شما قبول کنید برادرها ! که قضیه افغانستان قضیه­یی است که توسط عقیده و ایمان حل میشود ، اگر در جنگ ها و در جهد ما و شما عقیده و ایمان و جود داشت که شهادت را سعادت دانست. او جنگ و او جهاد، اصلا خستگی ندارد .شاید برای بعضی برادران سئوال خلق شود که مثلا از جبهه این برادران تعداد زیادی از بچه ها شهید شدند. قوماندانها و فرما ندهان عملیات هستند ، مثل قاضی صاحب عبدالرحیم جان ، مثل انجنیر صاحب میراحمد مثل قاسم جان ،عتیق جان ، افضل جان ، ناصر جان ، مثل فقیر احمد جان ،ومثل همه نور چشمان ، معروف جان و دیگر بچه مثل عبدالله جان حوض کرباسی، مثل حاجی ماما عبدالعلی مثل همه عزیز های ما ، مثل همه نور چشمهای ما مثل عبدالاحمد جان عسکر، مثل امام الدین عسکر، همه این برادرها شهید شدند.

شاید برای برادرهای ما سئوال خلق شود که مجاهدین تحت تاثیر می­روند. او انسانی که خدا را بشناسد و انسانی که به خدا عقیده و ایمان داشته با شد ، او انسانی که بفهمد که حیات و ممات بدست خدا است ،  هیچ و قت به این چیزها به آن انسان هراس پیدا نمی­شود .

این مرگ ها و این شهادت ها و این درگذشت ها نمی­تواند که سبب ترسوئی و یا جبونی برادران مجاهد ما بشود . البته اینها برای ما ایثار می­دهد ، فداکاری می­دهد ، از خود گذری می­دهد، اینها برای این زندگی را بی­مفهوم می­سازد . ما به این زندگی مادی ارزش و مقدار و اندازهء دیگری تعیین نمی کنیم و ارزشی قائل نمی­شویم .

ما هم قیام می­کنیم تا کدام سرحد؟ تا سرحد شهادت. اول وقتی که هر قیام گر قیام می­کند ، مقدار و اندازهء مانند، مسافری که به سمتی حرکت میکند، که من امروز در دوساعت و یاچهار ساعت چه مسیری را طی می­کنم ، زمانی که قیام­گر هم قیام میکند اندازه و قسمت و مسیر خود را تعیین میکند ، او قیا­م­گر پیروز است ، او قیام گر دیگر تعیین کرده که من از نقطه که میگویم الله اکبر  من در کدام  مسیر و تا کدام سرحد آن مسیر ( اهد نا ا لصراط المستقیم ) و سرعتی که خدا تعیین کرده و سمت آن سمتی که خدا تعیین کرده ، و منزل آن هم منزل شهادت ، ایستگاه آن ایستگاه خون ، و ایستگاه ایثار و ایستگاه قربانی به پیش می­روم .

ایستگاه مقام و منزل هر رزمنده چیست ؟ شهادت و قربانی زمانی که رزمندهء تفنگ دار و مجاهدی، به چنین نیتی قیام میکند، در سر راه آن هرخس و هر خاشاک و هرسنگ و هر صخره و هرسدی که به وجود بیاید، برای ازبین بردن آن سد، یا خود را فدای آن میکند، یا از آن سد میگذرد و خود را به سر منزل مقصود می­رساند. و به این ترتیب انسانهای که به جهت رضای خدا قیام میکنند و به چنین فلسفه حرکت میکنند ، زمانی که در جنگ احد تعداد زیادی از مسلمانها شهید میشوند ، بهترین جنگجویان نامی و نامدار اسلام تکه تکه و پارچه پارچه می­شوند و حتی پیامبر ما و شما حضرت محمد (ص) زمانی که در آن جنگ مجروح می­شوند ، خداوند (ج) در آن جنگ توسط آیات آسمانی خویش چه مرحمی، چه مسکنی، چه تسکین دهنده ! برای مسلمانها نازل میکند (ولاتهنوا ولا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مومنین). چه خوب چیزی ! مسلمانها زمانیکه این ندا و این پیام آسمانی را می­شنوند که سست نشوید ، متزلزل نشوید، غمگین نشوید ، سر به گریبان نشوید ، گوشه نشین نشوید، افسرده نشوید ، رنج نبرید ، شما پیروزید شما موفقید ، رستگارید ، در صورتی که شما مسلمان باشید ، در صورتی­که شما به خدا و رسول خدا ایمان داشته باشید . در صورتی­که شما به وعده های برحق خدا ایمان داشته باشید ، در صورتی که شما به وعده های برحق خدا ایمان داشته باشید، در صورتی که شما به شهادت که نصیب هر قسم انسانی نمی­شود به این عقیده و ایمان داشته با شید.

در صورتی که شما به معلول شدن تان که خداوند (ج) در عوض آن در جنت به تو شهپر های زرینی میدهد که به آن عقیده داشته باشید . در صورتی که خداوند جنت الفردوس را نصیب تو می­گرداند که به آن عقیده داشته با شید در صورتی که نام نامی تو با خط سرخ شهادت ثبت تاریخ می­شود به این عقیده و ایمان داشته باشید .

او  وقتی است که تو موفق هستی ، او وقتی است که بعد از (1400 ) سال بازهم خاطره و منظره یادگاری های اسلام در پیش روی ، اجتماع مسلمین از تاریخ نامی انقلاب دنیا ، بازگو می­شود.

چه اسلام عزیزی ، چه قرآن جامع و با برکتی که هر روزی یا سالی یا ماهی یا قرن های که از تاریخ و از انقلاب اسلامی در دنیا می­گذرد، باز هم تازه و ناب و مقبول است. باز هم دل و قلب انسان میخواهد که به یاد شهدای احد گریه کند ، باز هم قلب انسان می­خواهد که به جسد مطهر و پاک و تکه تکه و پاره و پاره شده حضرت حمزه (رض) گریه نماید و فریاد بکشد که چه نیکو شهادتی ، که برای ما این شهادت الان دردی ندارد ! چه شهادتی ! شهادتی که با خون سرخ خویش ترسیم میکند ، که عموی بزرگوار پیغمبر ، که حالا به ما هم از فامیل که شهید می­شود دردی ندارد ، چه شهادت های که حضرت امام حسین (رض) در دشت کربلا با هفتاد و دو تن از اولاد پیغمبر چنین قهرمانانه ایثار می­کنند ،و فداکاری می­کنند. با وجودی که هر انسان می­فهمد که هفتاد و دو نفر با ده هزار نفر جنگیده نمی­تواند ، هرکس می فهمد ولی برای چه شهید می­شوند؟ برای این شهید می­شوند که از او لاد پیغمبر از خانواده پیامبر از خاندان پیامبر شهید می­شوند که تا شهادت این عزیزان برای ما دردی نداشته باشد. تاشهادت این عزیزان شما را غمگین ننماید ، تا بفهمید که شهادت اینها سبب کندی انقلاب نمی­شود .

همین قسم که دشمنان اسلام احساس می­کردند که با شهادت حضرت امام حسین (رض) انقلاب اسلامی شاید در نطفه خنثی شود ، یا در جوانی خنثی شود ،احساس می­کردند ، به ظن باطل خویش، ولی می­بینیم که باز هم توسط یک انسان این خط سرخ شهادت ادامه پیدا میکند .

و همچنین پیروانی بعد از هزار و چهار صد سال دارد. می­بینیم پیروان خط سرخ شهادت در هند چکار می­کنند ، به واسطه مساجد خویش به واسطه عبادات گاههای خویش روزی دهها جوان در جنگ علیه  هندوها به شهادت می­رسند ، این چیست؟ این خون پاک جوانان و کودکانی است در مسیر انقلاب اسلامی دنیا از روز اول تا فعلاً ، این کاروان و این قافله را اینها پیروی کرده اند ، و این را در جهت و مسیر اصلی آن روان داشتند و می­بینیم که خواهر ما در دانشگاه های ترکیه فریاد می­کشند، فغان می­کشند، قیام می­کنند که ما با حجاب اسلامی وارد دانشگاه میشویم .

مادیگر حاضریم با حجاب اسلامی درس بخوانیم. این جائی بسیار خوش حالی است برای ما ، این محصول خون پاک شهدای انقلاب اسلامی دنیا و بخصوص شهدای انقلاب اسلامی افغانستان می­باشد .

این جای بسیار افتخار است که مردم قزاقستان در داخل روسیه در قلب روسیه قیام می­کنند پولیس ها را می­کشند و دستگا هها و یا دفاتر حزب را آتش می­زنند و قیام میکنند.

و تعداد بیشماری از آنها شهید می­شوند. این جای بسیار افتخار است که مردم لهستان زمانی که قیام می­کنند ، برای کرملین­نشینان می­گویند که ما حاضریم که همچون افغانها برای کرملین نشینان درس بدهیم .

این افتخار است بر شما ملت آزاده و مومن افغانستان ، خوشا به حال ملتی که بعد از هزار و چهار صدسال باز ندای حق و حقیقت و آزادی و حاکمیت قرآن را سر می­دهد .

خوشا به حال شما زنجیر شکنان و طلسم شکنانی که طلسم فرتوت مکتب کمو نیزم را درداخل افغانستان حتی در سطح جهان می­شکنید و مظلومان جهان و بشریت را از دست نابکار کمو نیزم نجات میدهید .

شماملت به خود ببالید اگر در و صف شما ملت ، سال های سال انسان ، صحبت کند و کتابها بنویسد کم است اگر فداکاری یک طفل یتیم شما را بنویسد کم است .

اگر مقاومت یک شیرزن شما را بنویسد کم است ، اگر مقاومت فرزنددلیر شما را که در مدت نه سال علیه دشمن متجاوز از خود فداکاری نشان میدهد بنویسدکم است ، اگر از پیرمرد و از روحانی و از عالم از مدرسه و از طلبه شما صحبت کندکم است ، به طور نمونه از طلبه های شما ذکر می­کنم ، اینجای بسیار افتخار است که امروز طلبه افغانی در مدارس برادران ایرانی ، در هر کجا که می­روند ، هشتاد در صدا هل نظر را افغانی ها تشکیل میدهند .

بفهمید که این ملت کی بود و چه می­کرد، انسانهای گمنامی که احساس نمی­شد که روزی او در مقابل روسیه متجاوز ایستاده بشود ، حتی شاید در بین فامیل منحیث فرزندکم جرئت به نظر میرسید، روزی می­بینیم که دلیر مردی می­شود و چه فداکاری ها می­کند؟ و چه شایستگی ها و نیکویی های از خود به تاریخ یادگار میگذارد! اینها همه و همه نعماتی است که خداوند (ج) به پاس خونهای مطهر و پاک فرزندان عزیز اسلام نصیب شما مردم می­نماید و در این حالتی که همه شما در فکری، در اندیشه­ی و در غمی فرورفته اید و او چیزی که ما کم داریم همانا وحدت ، و یک پارچگی است .

که الحمدالله تعدادی از برادران این فکر هستند ، تعداد بیشماری از سنگر داران ما در این فکر هستند ، تعدادی از روحانیون مادر این فکر هستند ، تعدادی از موی سفیدان مادر این فکر هستند ، و دشمنان به این فکر اندکه این طرحها نزاکت ها ، مانع ها و چیز های را که سبب پیروزی مهاجرین و مجاهدین شده است ازبین ببرند، ما و شما هم باید بسیار ضربتی جهت ازبین بردن مسئله کوشش کنیم .

مسئله­ی که افغانستان را به پیروزی برساند، مسئله­ی که فاصله بعدی پیروزی را برای شما نزدیک و نزدیکتر بگرداند ، مسئله­ی که سبب بیرون شدن روسها از افغانستان بشود.

مسئله­ی که سبب وحدت و همبستگی در بین جامعه مسلمین در دنیا بشود ، همانا مسئله وحدت و همبستگی مسلمانهای افغانستان و مسلمین جهان است. گرچه در ظاهر امر زمانی که انسان از خدا پیروی کند، زمانی که انسان متوجه بشود که خداوند(ج) مسلمانان را به یک پارچگی و یک دلی دعوت می­کند. وقتی که مسلمان به این چیز عقیده داشته باشد ، وقتی مسلمان خواسته باشد رضای خدای خویش را بدست بیاورد ، آن وقت و حدت و یک پارچگی کار بسیار ساده و بسیار آسانی است.

زمانی که مسلمان خود را به قانون خدا و شریعت اسلام تابع کند و تسلیم کند او زمان است که وحدت و یکپارچگی و یک رنگی هم بسیار بسیار آسان است. زمانی که مجاهدین و مهاجرین ما تحت یک شورای اسلامی ، تحت یک شورای قرآنی ، تحت یک حکومت باشند ، او زمان است که همه کار های ما و شما بسیار نیکو و احسن می­تواند پیشرفت و ادامه پیداکند .

مردم ! ما و شما خوب می­توانیم که بدی را از نیکی فرق کنیم و حق را از باطل تشخیص دهیم .

همین قسم که برادران ما در داخل سنگر جام شهادت را می­نوشند و از خود گذری و ایثار نشان می­دهند و فامیل و همسنگران خویش را داغدار می­کنند.

ما وشما هم باید در قسمت فعالیتهای فرهنگی ، یعنی تدریس قرآن ، پیام قرآن را به گوش مردم های بی­سواد و کم سواد رساندن. پیام اسلام را به گوش انسا نهای بیسواد و کم سواد رساندن، کار کنیم ، این وظیفه هر فرد مسلمان است. اگر برادری قرآن شریف را به صورت درست یاد دارد .

در هرکجای که هستیم در بین دکان ، در بین کوه ، دشت ،در بین راه ، درکارگری همه و همه جا ها کوشش کنیم که قرآن را یاد بگیریم و یاد بدهیم .

برادران! قرآن شریف کتاب مقدس و بزرگی است ، جهت بوسه زدن و گذاشتن در کنج اتاق نیست ، شاید بسیاری ما و شما متوجه این مسئله بوده باشیم که بعضی و قتها خواسته باشیم برویم قرآن شریف را تلاوت کنیم آن قدر خاک گرفته که نمی­فهمیم که همین قرآن است ،یا کتابی ،حتی در یکی از وقتهای سابق حدوداً بیست سال پیش اگر خوب از فکرم نرفته باشد ،بیست و سه سال پیش ،در یکجای به چشم سر من دیدم ،یک نفری کتابهای خود را می پالید ،دید که در خانه قرآن شریف گذاشته است ،این احساس کرد که همین جزء کتابهای او است َ آمد و گفت که این کتاب را خدا زده که شما این را در یکجای گذاشتید که یک وجب خاک به رو ی آن نشسته است .

و کتابها را از قهر دور انداخت ، حدودا پنج دفعه شش دفعه انداخت ، وقتی که من نگاه کردم که آیا این هم از کتاب ها است یا دیگر چیزی ، وقتی که تکان دادم و بلاخره نگاه کردم که قرآن شریف بود . شما خوب نگاه کنید ، در خانه ما و یا خانه شما و یا خانه آن برادر که بالای قرآن آن قدر خاک بنشیند که تفاوت بین او و کتاب دیگری نشود، که برادری بر دارد و همینطور بیاندازد ، و آن برادر ، و آن برادر خدای نخواسته که مخالف عقیده قرآن نبود، سهو کرد .

احساس می­کرد که این کتابهای اوست ، ولی زمانی که بلند می­کند و با یک عالم گریه و ندامت قرآن شریف را می­بوسد  و میگوید که خدا یا من را ببخش.  چنین توقع نداشتیم که این تحول به وجود بیاید آیا همین حالا به راستی ما مطابق به شرایط هجرت رفتار می­کنم. در ماه مبارک رمضان با چند نفر برادرهای مجاهد ، به کوره های همت آباد بودم ، تعدادی از مجاهدین بودند که غریب بودند و کار می­کردند .

رفتیم که به آنها خبر بدهیم که بچه ها خود را جمع نمایید ، کار بس است ، به یاری خدا با شما برویم به جهاد ، زمانی که من خوب به چهره آنان نگاه کردم ، سیاه سیاه شده بودند ، منطقه که کا ر می­کردند در حدود تقریبا بیست کیلومتر همه کوره بود ، ولی روزی که رفتم از آنها خبری بگیرم ، از این بچه پرسان میکنم ، که چه حال دارید ؟ بچه ها میگویند شکر خوب. برای ما بعد از سلام علیک گفتند ، بفرمایید. وقتی که داخل شدیم ، به اطاقها ، پیاله ها و چاینک ها را انداختند به زیر چپرکت ها ، و چهار اطراف خود را تیار کردند بسیار با شرمنده گی ایستاده شده و گفتند که بسیار می­بخشید که ما روزه نداریم ، گفتم بچه ها چرا روزه می­خورید گفتند ما در کوره ها کار می­کنیم که آجر های سرخ کشیدن آنها بسیار مشکل است .

و زمانی که آجر ها را می­کشیم ، یک نوع گردی بحلق و گلوی ما میگردد که هر دودقیقه یک گیلاس آب بخوریم راه گلوی ما بند می­شود .

من گفتم که دیگر کاری و جود ندارد که شما کارکنید .گفتند و الله کاری که به این مدت سه ماه و دوماه که کار می­کنیم مبلغ پولی بدرد بخوری بشود ،وجود ندارد. کار های هم است که اگر ما دریک ماه هم کارکنیم شاید صدتومان هم برای ما نماند . شاید بیشتر از خرج خود را ما پیدا کرده نتوانیم و باز پرسان کردم که همراه نماز چه رقم هستید. گفتند به خدا شب آنقدر مانده می­شویم که وقتی نان می­خوریم خفتن را که کوت می­شویم و صبح را هم و قتی که برخیزیم از خواب دیگر توان حرکت را نداریم. در بین کوره بکلی مفصلها و استخوانهای ما باز شده است ، و بازهم به همان ترتیب ما که در این دیار هجرت کار میکنیم، می فهمیم که اسلام پنج رکن دارد که یک رکن اسلام عقیده است و چهار رکن دیگرهم است .

رکن عقیده مسئله کلمه است که میگوئیم لاا له الا ا لله محمد الرسول الله. بعدا نماز است ، بعدا روزه است بعدا زکات است ، بعدا حج است .

ما کلمه را می­گوئیم می­بینیم فقر و عدم هما هنگی و عدم کار برای مجاهدین و برای مهاجرین ، که در چه جهتی مجاهدین و مهاجرین خود را به پیش ببریم ؟ این مسئله مشکلات کار میباشد که موضوع را به جائی می­کشاند که برادر مجاهد ما از خستگی حتی نماز را خوانده نمی­تواند ، حتی روزه گرفته نمی­تواند، دیگر اگر پولی می­داشت کار نمی­کرد. زکات را هم که چیزی ندارد که بدهد .

اگر پولی می داشت که به حج برود کار نمی­کرد ، حجی هم و جود ندارد . پس ما مسلمانی شدیم از یک رکن و آن هم لا ا له ا لا لله محمد ا لرسول الله. آیا پیشروی چنین انقلابی که دستهای تمام جنایت کار ها در این مسئله د خیل است و هر کس به فکر تخریب انقلاب اسلامی ما و شما است که نفع خود را حساب بکند، چنین شرایطی که ما تخریباتی در پیش داریم ، می­تواند به یک انقلاب اسلامی کفایت کند. امروز بهترین جوان های در پیش روی ما نشسته اند که فقر و فاقه و بدبختی آن قدر آنها را محاصره کرده که از یک طرف اشک از چشمانشان ، برای برادر مجاهد شان سرازیر می شود ، از طرف دیگر فقر و گرسنگی و بدبختی ایشان را نمی گذارد که به سنگر بروند .

شما فکر نکنید که انقلاب شما پول ندارد ، شما فکر نکنید که انقلاب شما امکانات ندارد. انقلاب شما همه چیز دارد . ولی انقلاب شما را رشته رشته و تکه تکه و پاره پاره و نرمه نرمه کرده اند ، به این ترتیب که یک مقدار امکانات بدست کسی ، مقداری بدست کسی دیگر و مقداری به این و مقداری بدست آن است .

از همه ، هم که می پرسیم ، می گویند که ما به آزادی و انقلاب افغانستان کار می­کنیم. اگر همه این استعداد همه این افراد و همه این پول ها را در یک جا جمع کنیم ، اگر صد سال این انقلاب شما بجنگد همین نیروهای انسانی و همین بازوهای رزمی و همین اقتصاد می­تواند که کفایت نماید.

اگر وضع به حالت تشتت و پراکنده و پارچه پارچه شدن پیش برود ، میلیونها میلیون دلار را که اگر انسان در این انقلاب مصرف کند نمی تواند ،هچ جائی را بگیرد. به خود شما خیلی خوب معلوم است که پول و اسلحه و امکانات مادی نمی تواند سبب پیروزی شود .

چنان که همان قسم سبب پیروزی در مورد جنگ امریکا عیله ویتنام نشد چنان که همین قسم که سبب پیروزی جنگ عراق علیه ایران نشد.

می فهمیم که امکانات مادی نمی­تواند کاری را از پیش ببرد ( تنها چیزی که می تواند انقلاب اسلامی شما را به پیروزی برساند ، عقیده و ایمان به خدا (ج) است . عقیده  ایمان به شهادت است ، عقیده و ایمان به آزادگی. زندگی کردن و عقیده و ایمان به شهید شدن همیشه جاوید است.

این چیزها می­تواند سبب پیروزی شود.چه بسیار جاهایی است که مقدار زیادی اسلحه و امکانات انبار است ولی فعلا کسی نیست که توسط آن امکانات به طرف دشمن برود. ولی بازهم مجاهدی می­بینیم که به یک مرمی کلاشنکوف زار است ، ولی همآهنگی و جود ندارد که از همین امکانات برای همه برادرها داده شود .

پس انقلاب شما به چه چیز هایی ضرورت دارد؟ چیزهایی که بسیار حیاتی است. در دیار هجرت مکاتب و مدارسی به جهت رضای خدا به وجود آوردند، به جهت رقابت بین مدرسه ها ، رقابت مشروع درست است ، و رقابت های غیر مشروع را اسلام اجازه نمی دهد. شوراهای اسلامی از انسانهای مسلمان، از انسانهایی که سابقه اسلامی داشته باشند ، از انسانهایی که برای این ملت و این مردم در گذشته هم خدمت کرده اند ، تشکیل شوراهای اسلامی ، بسیج کردن مجاهدین ، بسیج کردن جوانها ، به سمت سنگر و همچنین و حدت و اتحاد و همبستگی بین مجاهدین ، این چیزها از ضروریات اولیه این انقلاب اسلامی است .

خواهش من منحیث یک براد همسنگر، همسنگری که جهت رضای خدا و برای آزادی و نجات افغانستان عزیز و برای نجات شما مردم، مردمی که در این جا زندگی می کنند ، و برای نجات شما مردم از این حالت زندگی، برای نجات شما مردم مه نمی­توانید آزادانه به یک فاتحه بیائید و اشتراک کنید، در مسیر راه چندین ایستگاه شما را می­گرداند و نمی­گذارد که در یک سو گواری برادر مجاهد خود اشتراک نمائید، اینست که در جهت و حدت خود بیشتر بکوشید .

این که هزارها هزار نفر علاقه دارد که از هر کجا بیاید و جای بسیار بدبختی است که نمی تواند بیاید ، و با یک مسیر یک ساعته و یا دو ساعته را در چهاریا پنج ساعت می پیماید.  ایستگاهها  در هر کجا کارت و امثالهم را از او می خواهند .

خدایا پروردگارا ! ما آزادی می خواهیم. در چهارچوب و چوکات اسلام ، خدایا پروردگارا ، آن آزادی را که نصیب مهاجرین مدینه کرده بودی ، خدایا پروردگارا ، آن آزادی را در اینجا نصیب ما بگردان! خدایا پروردگارا ! آن محبتی که به انصار مدینه داده بودی ، خدایا پروردگارا آن محبت را به قلوب برادرهای انصار ما در این دیار و در دیگر دیارهایی که برادرهای مهاجر و جود دارند و آن فداکاری را در قلوب ایشان سرازیر بگردان ! خدایا پروردگارا ! ملت آزاده افغانستان را از چنگال کفر نجات بده ! خدایا پروردگارا ! یگانه چیزی که سبب مرهم گذاری قلوب تکه تکه شده و مجروح شده فامیل های شهدا و مجروحین می باشد و همانا آزادی افغانستان از این نعمت ما را بی نصیب نگردان!

خدایا پروردگارا !آن لذت و لذایدی که در وحدت و همبستگی است ، خدایا ما را از آن لذت با نصیب بگردان ! خدایا پروردگارا ! افغانستان عزیر ما را که مورد تاخت و تاز و تجاوز و حیله ها و مکرهای همه مکاران قرار گرفته ، خدایا پروردگارا از این مکرهای مکر کننده گان خدایا ما را نجات بده !

خدایا پروردگارا! یک آرامش و یک آسایش در افغانستان اسلامی ما به اساس حکومت عدل اسلامی و قرآنی به وجود بیاور !

خدایا پروردگارا ! دشمنان اسلامی را در سراسر گیتی محو و نابود بگردان ! خدایا رزمندگانی را که در هر کجا به واسط رضای تو می رزمند و می جنگند و جان می دهند و فداکاری می کنند خدایا پیروزی و فتح و نصرت را نصیبشان بگردان !

خدایا پروردگارا ! خدایا پروردگارا  ! خدایا پروردگارا ! ما را از نعمت شهادت بی نصیب نگردان! خدایا پروردگارا ! یگانه آرزوی ما رزمندگان را که همانا شهادت در راه تواست و حاکمیت قرآن تست و بلاخره همانا رضای تست ، خدایا مارا از رضای خود بی نصیب نگردان !

خدایا پروردگارا ! روح شهیدان انقلاب اسلامی افغانستان و همه شهدای دنیا را شاد بگردان !

خدایا پروردگارا ! محصول خون پاک شهدای ما را که همانا حاکمیت قرآن در افغانستان است ، خدایا به ما نصیب بگردان !

خدایا پروردگارا! به طفیل شهداء اسلام، افغانستان عزیز ما را در پناه عصمت خود قرار بده! خدایا پروردگارا ! حاضریم که از هیجده میلیون نفوس افغانستان نه میلیون شهید بدهیم ، ولی خدایا پروردگارا ، ملت آزاده افغانستان را از حاکمیت قرآن بی نصیب نگردانی خدایا !

خدایا حاضریم تمام فامیل خود را در این راه شهید بدهیم ، خدایا ما حاضریم تمام فامیل خود را در این راه که لذت از آن می بریم ، شهید بدهیم ، خدایا پروردگارا ما را از این نعمت آزادی بی نصیب نگردان!

خدایا پروردگارا ! ما را از این پس کله­گی خوردنها نجات بده! خدایا پرودگارا به طفیل روح جمیع شهداء اسلام ، به آبروی رسول خویش ، که از آن دوست تری نداریم ، خدایا به این گرمی ها و به این دردها و رنج ها ، الم ها ، خدایا زاری می کنیم ، خدایا ناله می کنیم ، خدایا وطن ما را افغانستان عزیز ما را آزاد بگردان !

خدایا پروردگارا ! تنها به این زاری و ناله اکتفا نمی کنیم ، خدایا ، در راه تو خون می دهیم ، خدایا ثابت می کنیم که خون می دهیم ء خدایا پروردگارا ، افغانستان ما را آزاد کن !

خدایا پروردگارا ! ملت انقلابی افغانستان را وحدت و یکپارچگی نصیب بفرما !

خدایا پروردگارا ! انسانهای دانا و آگاه ما را مسئولیت بیشتری بده که ما را در راه حق راهنمائی کنند و خدایا انسانهای که آگاهی ندارند ، انسانهایی که نمی فهمند ،خدایا آگاهی کاملی نصیبشان بگردان !

خدایا پروردگارا ! نفاق و شفاق و کینه و بغض و عداوت را  از دل ما پاک بگردان!

خدایا پروردگارا ! رزمنده هایی که در افغانستان عزیز در این روز گرم می­جنگند ؛، خون می دهند و فداکاری می­کنند ، ایثار می­کنند ، تاریخ می سازند ، موفق کن !

خدایا پروردگارا ! افغانستان عزیز ما را از چنگال کفر نجات بده !

والسلام علیکم و رحمته ا لله و برکاته